على رفيعى

237

تاريخ تحليلى پيشوايان (ع) (فارسى)

زمانى نيز در شكل ارائه كرامت به تحكيم و تثبيت موضع امامت مىپرداخت . به‌عنوان نمونه ، در مجلسى از كرامت‌هاى آن حضرت بحث شد . فرد ناصبىاى گفت : اگر او به نامه من كه با خط نامرئى مىنويسم پاسخ داد مىدانم كه بر حق است . نامه‌هايى براى امام نوشتند كه نامه فرد ناصبى نيز در ميان آنها بود . حضرت پاسخ نامه‌ها را داد و در كاغذى جداگانه اسم آن فرد و پدر و مادرش را نيز نوشت و براى آنان فرستاد . وقتى مرد ناصبى اين كرامت را از امام ديد به امامت آن حضرت اعتراف كرد . « 1 » مسأله ارائه نشانه‌هاى امامت از چنان اهميتى نزد امام برخوردار بود كه ابوهاشم مىگويد : هيچ گاه بر امام هادى و امام عسكرى عليهما السلام وارد نشدم مگر آن كه نشانه و دليلى بر امامت از آنان ديدم . « 2 » 2 - اتخاذ موضع منفى در برابر دستگاه خلافت پيشواى يازدهم هر چند در مقايسه با امامان پيشين با شرايط دشوارتر و محدوديت‌هاى بيشترى رو به رو بود ولى همان سياست منفى آنان را در برابر دستگاه خلافت عباسى دنبال كرد و ضمن اتخاذ موضع منفى در برابر حكومت ، ياران خود را از همكارى با آن برحذر مىداشت . به‌عنوان نمونه به هنگام خروج از زندان معتمد اين آيه شريفه را خواند : « يُريدُونَ لِيُطْفِؤُوا نوُرَ اللَّهِ بِافْواهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْكَرِهَ الْكافِرُونَ » « 3 » مىخواهند نور خدا را با دهان‌هاى خود خاموش كنند ؛ در حالى كه خداوند نور خود را به اتمام مىرساند ، هر چند كافران خوش نداشته باشند . « 4 » امام در پاسخ فردى كه درباره ملك غصب شده‌اش توسط شفيع خادم از آن حضرت كسب تكليف كرده بود نوشت :

--> ( 1 ) - براى آگاهى از تفصيل نامه به بحارالانوار ، ج 50 ، ص 288 . ( 2 ) - همان ، ص 254 . ( 3 ) - صف ، آيه 8 . ( 4 ) - بحارالانوار ، ج 50 ، ص 314 .